کتاب اتاق اثر اما دون اهو

از پرفروش ترین های نیویورک تایمز 

جزییات بیشتر

کتاب اتاق اثر اما دون اهو

A13LP899

از پرفروش ترین های نیویورک تایمز 

جزییات بیشتر

در حال حاضر این محصول موجود نیست
میتوانید از کالاهای مشابه در لیست دیدن کنید
ناموجود

"Daya"
شرایط ارسال کالا

● ارسال رایگان برای سفارشات بالای 140 هزار تومان

● ارسال سفارشات در تهران حداکثر سه روز کاری بعد از ثبت آخرین سفارش

● ارسال به تهران توسط پیک با هزینه 8 هزار تومان برای سفارش های زیر 140 هزار تومان

● ارسال به شهرستان ها توسط پست با هزینه 12 هزار تومان برای سفارش های زیر 140 هزار تومان

● حداکثر زمان تحویل سفارشات به پست سه روز کاری بعد از ثبت آخرین سفارش

● تمام سفارشات ثبت شده با هم و با یک هزینه ارسال خواهند شد (تهران و شهرستان)

مشخصات
●  کتاب
●  عنوان: اتاق
●  نویسنده: اما دون اهو
●  مترجم: علی قانع
●  ناشر: نشر آموت
●  وزن 393 گرم
●  قطع رقعی
●  تعداد صفحات 360 صفحه
●  نوع جلد شومیز
●  تعداد جلد 1
●  مناسب برای بزرگسالان
●  تمامی عکس های اسلایدر، عکس واقعی محصول می باشند که توسط تیم دایاسنتر گرفته شده اند و عکس اینترنتی نمی باشند
اطلاعات بیشتر

کتاب «اتاق» نوشته اما دون اهو و ترجمه علی قانع است. خانم اما دون اهو یک نویسنده کانادایی است و ایده‌ی نوشتن این رمان را از یک اتفاق تلخ و واقعی الهام گرفته است. این کتاب با فروش و استقبال بسیاری مواجه شد و توانست برنده‌ی جایزه داستان او رنج انگلستان در سال 2011، نامزد نهایی جایزه ادبی بوکر سال 2011، نویسنده برتر رمان ایرلند سال 2011 و جایزه ادبیات معاصر کشورهای مشترک‌المنافع شود. اتاق، داستان مادر و فرزندی پنج‌ساله است که مدت پنج سال در یک اتاق حبس بوده و هیچ‌گونه ارتباطی با فضای خارج نداشته‌اند. ماجرای داستان از زبان شخصیت کودک داستان بازگو می‌شود و نویسنده در شخصیت‌پردازی تمام ویژگی‌های دنیای کودکانه را در نظر گرفته است. دنیایی به‌دوراز دروغ که همه‌چیز همان‌طور که هست توصیف می‌شود. در قسمتی از متن داستان می‌خوانید: « امروز من پنج‌ساله شدم. دیشب وقتی برای خوابیدن به جارختی رفتم چهارساله بودم، اما وقتی در تاریکی توی تختخوابم بیدار شدم به پنج سال تغییر کردم، طلسم و جادو. قبلش سه‌ساله بودم، قبلش دو، قبلش یک، و قبل‌تر صفر. « کمتر از این هم هست؟» مامان بدنش را کش می‌دهد و می‌پرسد: هوم؟ - بالای توی بهشت، منهای یک سال بودم، منهای دو، منهای سه؟ - نه، قبل از پایین اومدنت، شماره‌ها به‌حساب نمی یان. - از توی آسمونا. تا وقتی من توی شکمت بودم، همش ناراحت بودی. مامان از تخت پایین می‌آید و کلید چراغ را می‌زند. وووش... همه‌جا روشن می‌شود. در جا چشمهام را می‌بندم، اول یکی را آرام باز می‌کنم. بعد هر دوتا را...» 

نظرات
Rated 5.00 on the scale 1 - 5 based on 5 customer reviews

محصولات بازدید شده